عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

تولد بابا

این پست مخصوص همسرم هستش     عشقم عمرم نفسم مهربونم سلــــــــــــام تولدت مبارک همسر مهربونم از اینکه همیشه در کنارم هستی از اینکه با بچگیهام بچگی میکنی از اینکه همیشه و در همه حال کنارمی از اینکه تو شادیهام باهام شاد بودی و تو غمهام بیشتر از من ناراحت بودی دورت بگردم من همسر گلم اعتراف میکنم که همیشه مهربونتر از من بودی اعتراف میکنم که همیشه عاقلتر از من بودی اعتراف میکنم که عاشقترین تویی اعتراف میکنم که بهترین همسر دنیایی اعتراف میکنم که بهترین پدر دنیایی عاشقتم و می پرستمت. خدای روی زمینمی و بیشتر از هر کسی برام ارزش داری. مهم این نیست که همه ی آدمیان از عشق ما با خبر باشن همین که خو...
30 تير 1392

نتیجه ی مهمونی

سلام به همه ی دوستای گل خودم روز پنجشنبه صبح ساعت 10 من با بابایی رفتم خونه ی مامان جون ولی عسل رو گذاشتم پیش مامانی و بابا خیلی دلتنگ عسل بودم همه دعوام کردن که چرا عسل رو نیاوردی خب دیگه خلاصه شب عسل خانم به همراه بابا و مامانی وبابایی اومدن خونه ی مامان جون اول محکم گرفتمش بغلم و چلوندمش و حسابی بوس بارونش کردم مامانی میگفت که عسل خانم قشنگ بازی کرده و غذاشو خورده الهی من فدای دختر گلم بشم بعد افطار عسل خانم شروع کرد به رقصیدن اونم چه رقصی بلا اولش بابا کرم رقصید و بعدش آذری و عربی خیلی هم ناز میرقصید خلاصه اون شب خیلی خوش گذشت و عالی بود. ...
30 تير 1392

پادشاهم کجایی؟

سلام به همه ی دوستای گل خودم خوبیــــــــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امشب عسل من رفته مهمونی منم با بابا تنهاییم.   با مامانی و بابایی  رفته خونه ی یکی از دوستای خانوادگیشون. الانم زنگ زدم به مامانی گفت که مثل یه خانم نشسته و داره بازی میکنه.  فدات بشم دختر گلم. موقع افطارم میگه مامان ببین من دست و پام کوچولو هستش پس شما بهم غذا بده بعدش بابایی بهش طالبی داره میده فندقی هم برگشته میگه بابایی من روزم بابایی هم میگه منم شبم فردا هم که مهمونیه بابابزرگه و امیدوارم که به عسلم خوش بگذره. دوستتون دارم هزارتا باییییییییی ...
26 تير 1392

خدارو شکر

سلام به همه ی گلای خودم خدارو شکر که حال دخمل مامان خوبه و سر حال شده. دیشبم با بابایی رفتیم پارک تا عسل خانم ما بازی کنه و یکم حال و هواش عوض بشه دست بابایی هم درد نکنه. خداییش خیلی زحمت مارو میکشه. یه خبر خوبم دارم اینه که 30 تیر تولد بابایی هستش و 5 مرداد هم که تولد پادشاه قلب منو بابا عسل خانم ناز هستش.  5 شنبه هم برا افطار همه مهمون بابا بزرگ و مامان بزرگ  من هستیم و خیلی خوشحالم. امید وارم که همه ی دوستای گلم هم همیشه و در هم حال خوب و خوش باشن.         ...
25 تير 1392

سرما خوردگی

سلا به همه عسلم چند روزه که حسابی سرما خورده و همش ناله میکنه.    تب خیلی شدیدی هم داره. دو بار بردمش دکتر امروز اونم الان یکم بهتر شده. الهی من فداش بشم بخدا دو شب اصلا نخوابید و تا حالاشم 4تا آمپول زده. الهی من دورت بگردم نفسم. مواظب نی نی هاتون باشین تروخدا. دکتر گفت ویروسیه. انقدر بی حال بودی که نتونستم ازت یه عکس بگیرم. الهی بلا ازت دور باشه دختر گلم.   ...
24 تير 1392

پام اوف شده

چند روز پیش خانمی موقع نشستن بد نشست و پاش یهویی نمی دونم کجا خورد که اینجوری شد.          الهی من فدات بشم.  بعدش اسرار کردی که مثل دست دایی جون باید پانسمانش کنی.             ای شیطون بلا فقط هم گریه میکردی      اونم اینجوری            الهی چشم بد ازت دور باشه دخترم. قراره بابا جون آخر این هفته یه قربونی بکشه که بلا ازمون دور بشه.   ...
24 تير 1392

یه اتفاق خیلی بد

سلام به همه ی دوستای گلم امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه و بدور از هر بلایی ما به اسرار خانواده سه شنبه 4/18 اومدیم تبریز و بی خبر از همه چی. فقط اینو میدونستم که یه چیزی شده و من بی خبرم. خلاصه با عسل سوار اتوبوس شدیم و اومدیم تبریز درست جلو در خونه ی مامانم خواهرم برگشت بهم گفت یه چیزی شده بگم ؟ بعد یهویی برگشت گفت داداشی با دوچرخه خورده زمین و دستش شکسته. بخدا دنیا رو سرم خراب شد. طفلکی دستش از دوجا شکسته و عمل جراحی کردن و تو دستش پلاتین گذاشتن. خیلی شوکه شده بودم نمیدونستم چی بگم. خلاصه خدارو شکر که سرش زمین نخورده بود. چون همه عالمو آدم میدونن که نفسم به نفسش بنده. خیلی بهش وابستم بیش از حد. امیدوارم...
24 تير 1392

دعوت به مسابقه

سلام به همه ي دوستاي گلم. من از طرف دوست بسيار عزيزم مامان آيلا كه واقعا خيلي دوستشون دارم دعوت شدم. همينجا هم ازشون بي نهايت تشكر ميكنم. حالا بريم سراغ مسابقه   1_ اگه ماهي از سال بودم ؟ مرداد و تير(مرداد عسل و تير همسري) 2_ اگه روزي از هفته بودم؟ دوشنبه روز تولد عسلي 3_ اگه عدد بودم؟ 3(منو بابايي و عسلي) 4_ اگه نوشيدني بودم؟ آب پرتقال (چون عسل عاشقشه) 5_ اگه ثواب بودم؟ كمك كردن و بزرگ كردن بچه هاي بي سرپرست 6_ اگه ميوه بودم؟ گيلاس 7_ اگه گل بودم؟ گل رز كه نماد عشق هستش 8_ اگه آب و هوا بودم؟ خنك و معتدل 9_ اگه رنگ بودم؟ صورتي 10_ اگه پرنده بودم؟ مرغ عشق كه بدون جفتش زنده نمي مونه 11_ اگه صدا بودم؟ خنده ي ه...
21 تير 1392

عسل خانم چادری

یکشنبه شب خانوم خانوما هوس بستنی کردن و بابا هم گفت که من چادر سرم کنم و با هم بریم از سوپر مارکت سر محله خرید کنیم و بیایم عسل گفت که منتم میخوام چادر سرم کنم. خیلی ناز بود. با چادر رفته مغازه میگه سلام عمو بستنی میخوام. اینم عکسا و مدلهایی که خودش داده. البته یه عالمه هم فیلم گرفتم.                                                                                            ...
12 تير 1392